شبی دیگر و معرفی گروهی دیگر از عزیزان داستان نویس خرم اباد .
1 نصرت مسعودی :
مسعودی شاعر است . نمایش نامه هم می نویسد . یازیگر و کارگردان هم هست . به دلیل دست و پنجه نرم کردن با معضلات اجتماعی که دست به گریبان ان است و برای مقابله با این همه ناهنجار که پیرامونش را گرفته و برای پاسخ به این همه نامردمی با طنز ان هم در قالب داستان به رویاویی می پردازد . و چه زیبا از پس این مهم بر می اید و نشان می دهد راه و رسم داستان نویسی را هم چون شعر خوب بلد است . من برای امشب داستان مسافر مشکی پوش را از او می اورم
مسافر مشکی پوش در شماره نهم و دهم مجله پایا در سال هشتاد و دو به چاپ رسیده .
2 نصرت ماسوری :
ماسوری دانش اموخته کلاس های جمال میر صادقی است . شاگردی است که درس استاد را نیکو اموخته .او در کارهایش که بیشتر در رابطه با زنان و مشکلات انها است این مهم را نشان میدهد. گر چه اکثر زنان داستان های او قادر به مبارزه با مشکلات خود نیستند و سرنوشت از پیش تعین شده خود را به راحتی می پذیرند . با این همه او به خوبی نشان داده که مشکلات هم جنسانش را می شناسد . به او امید داریم .
داستان سقوط را از کتاب رنگ نامعلوم دلتنگی از نصرت ماسوری بر گزیده ام .
3معصومه ضیایی :
شاعر و داستان نویس مقیم آلمان . چند صباحی است در کنار سرایش شعر و نوشتن داستان دل به ترجمه سپرده . خوشبختانه اولین کار ترجمه اش « گل قاصدک » نوشته _ ولفگانگ بور شرت _ که با همراهی لطفعلی سمینو صورت گرفته با استقبال خوبی رویا روی شد . او در انتخاب کار برای ترجمه توانا عمل کرده است .
از ضیایی یکی از داستانهای خیلی کوتاه را با عنوان نان به جای داستانی بر گزیده ام .
هانریش بل بر این داستان نظری دارد که به خاطر مفید بودنش آن را نیز با قصه می اورم .
4 بهرام سلاحورزی :
کار را با روزنامه نگاری شروع کرد . همه گونه اش را نوشت ._ ورزشی ؛ اجتماعی ؛ هنری و ادبی
فیلم هم ساخت . نثرش ان قدر روان و در خدمت موضوع است که فکر نمی کنی مطلبی ساده در رابطه با ورزش می خوانی یا مقاله ایی خشک و بی روح و از سر تکلیف .نثری شاعرانه که در روح لطیف و انسانیش جاری است . همین هم به نوشتن داستان کشاندش .
داستا ن هایی که از او خوانده ام یا برایم خوانده نشان از توان بالای داستان نویسی اش دارد . زیاد خوانده است و می خواند . از او داستان کوتاه کوتاه توحش قشنگ را می اورم .
می ماند این که اگر بچه ها _ تاج مهر و لیلا خدا رحمی پیش قدم نمی شدند وظیفه خود می دانستم در این شب از احمد بیرانوند « حسنک را مرده اند » از کرم رضا تاج مهر « سمفونی قور باغه ها » از یاسر اکبریان « مشتی خاطره به نام انسان » از زیبا آزادی « باید به عقب بر گردیم این طوری .. » از داود حسنوند « جاده » را در این شب بیاورم .
با ارزوی موفقیت برای همه ی عزیزان در شبی دیگر که باز ارزو می کنم زیاد طول نکشد کار را ادامه خواهم داد .

