با دوستان !
نامه ای از مرتضا جزایری !
مهدی اخوان ثالث هم که باشی
کار شاقی نکرده ای
مگر آنکه
زمستان را سروده باشی
واین تازه
اول سرما است
« کمال شفیعی »
ادامه مطلب
با دوستان !
نامه ای از مرتضا جزایری !
مهدی اخوان ثالث هم که باشی
کار شاقی نکرده ای
مگر آنکه
زمستان را سروده باشی
واین تازه
اول سرما است
« کمال شفیعی »
کوشندگان ادبیات داستانی لرستان
با یاری تاج مهر نازنین همه چیز برای برپایی شب دوم قصه ی خرم آباد آماده است . در برنامه داشتم تا با
استفاده از فرصت جمعه کار های لازم برای ارائه ی آن را انجام دهم به چند دلیل اما ؛ ترجیح دادم این کار بماند برای هفته ی بعد .
پس تا آن وقت با هم نوشته ی سا سان والیزاده ی عزیز ! که قبلا در وبلاگ گفتار سبز آمده را با هم مرور می کنیم ؛ البته با امید و درخواست مجدد هم گامی و همراهی از همه ی عزیزانی که ارتباط و شناختی از داستان نویسی خرم آباد دارند.
قسمت اول نگاه مرتضی جزایری به قصه نویسی در خرم آباد
مرتضی جزایری
علی اکبر سلیمان یور
ری را عباسی
نعمت کسرائیان
عبدالعلی جوزی یور
مهیار رشیدیان
لیلا خدارحمی
زردی بر
صدای سیلی « ما دولت » که به صورت « یار ولی » زد حجاب سکوت را درید و زردی افتاب را پراند . یار ولی پقی زد زیر گریه و اشگ به گونه هایش نشست و صورت زرد و تکیده اش را خیس کرد . ما دولت صدای ضیق و لرزانش را چپاند توی گوش یارولی :