بیژن رنجبر
پرنده ای که در ذهن باغ نشست!

بگو از سر گل دسته ها
اذان گویند
حیف ان همه خوبی
که رفت
تا دل خاک.
ادامه مطلب
بیژن رنجبر
پرنده ای که در ذهن باغ نشست!

بگو از سر گل دسته ها
اذان گویند
حیف ان همه خوبی
که رفت
تا دل خاک.

رضا سقائی در چهار اپیزود !
نوشته های سر ا پا احساس فرشاد سیفی و امین الته استغفا ری در رابطه با رضا سقائی که در هفته نامه بامداد امده بود را خواندم .
اکه دردم چاره ناره !
و
عندلیب بی بدیل لرستان را در یابیم .
نمیدانم اگر اسم انچه در حق رضا سقائی و عزیزانی چون او می کنیم ؛ جفا نباشد . چه میتواند باشد . برای من که فهمش دشوار است و بیانش دشوار تر . فقط اینرا میتوانم بگویم : حیف همدل نیستیم . که اگر بودیم .

نخستين روز كه همگام سبكباران ساحلها، سوار بر زورقي سرشار از سبز خيال و بس تهي از رنگ و نيرنگ ها، بي آنكه، درك و فهمي از خون فشان بودن امواج دريائي كه تا بي نهايت پندار لبريز از تنهائي بود. داشته باشم. قدم در راه عشقي كال و كودكانه نهاده تا براي اولين بار طعم گس غربت را بچشم!
كوش طلا!
آرنجش را لبه ميز خياطي تكيه داد.گفت: روپوشش بلند است.ميخواست ده سانتي كوتاهتر باشد.
روپوش را روي ميز گذاشت.با غمزه رفت.
در بی ستاره ترین شب ها ؛طنین صدایش با شب تیره می امیخت تا روشن ترین ستاره هارا گواه غم و تنهائی های این قوم بگیرد وقتی از شب می گفت و اسمان :
ا خدا شو بی دواره
اسمو پر بی ستاره
چی همه شو تو گرتم
اکه دردم چاره ناره
عندلیب بی بدیل لرستان را دریابید
چه سخت است وقتی در تفکری عمیق فرو میروی و میدانی دیگر امیدی به خواند نت نیست . عندلیب بی بدیل و بی همتای صدا استاد رضا سقایی را می گویم که چندی است در بستر بیماری افتاده است و با ان دست و پنجه نرم می کند .